قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3351

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال پانصد و شصت و هشتم از رحلت خير البشر « 1 » در پنجم ماه محرّم اين سال صلاح الدّين از مصر به عزيمت شام بيرون آمد و در روز وداع هر يكى از شعراى مصر در مجلس صلاح الدّين از اشعار مناسب وقت شعرى مىخواندند و صلاح الدّين مجلسى پادشاهانه آراسته ، در كمال انبساط و خوشحالى نشسته بود كه به يكباره معلّم فرزندانش شعرى خواند مشعر بر آن‌كه « بعد از اين او را مراجعت به مصر نخواهد بود . « 2 » » صلاح الدّين از شنيدن آن بسيار آزرده‌خاطر گشت و از مجلس برخاست و خوشحالى او مبدّل به منكر و كرب خاطر او گشت . امّا آخر الأمر ، همچنان شد كه ملك صلاح الدّين ديگر مصر را نديد . و چون همراه اردوى صلاح الدّين از مصر تجّار بسيار همراه شده بودند كه نزديك ايله رسيد ، خبر آمد كه اينك فرنگان بسيار جمع شده قصد آن دارند كه خود را به اين تجّار - كه همراه اردوى صلاح الدّين شدند - رسانيده دستبردى نمايند . و چون اين خبر به صلاح الدّين رسيد ، فرمود كه برادرش ، تاج الملوك بورى [ آنها را ] « 3 » برداشته راه دمشق پيش گرفت و صلاح الدّين خود با مردان جنگى در آنجا توقّف نموده سپاه را به تاخت و تاراج بلاد فرنگان حكم فرمود ؛ خصوصا بلاد كرك و شوبك « 4 » را . امّا از فرنگان هيچ احدى بيرون نيامدند و مردم

--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . وى اين شعر را خواند : تمتعّ من شميم عرار نجد * فما بعد العشيّة من عرار يعنى : از بوى خوش گل‌هاى شب‌بو نجد بهره‌مند شو ، زيرا بعد از امشب ديگر شب‌بويى نيست . ( 3 ) . جاى يك كلمه خالى است ، قياسا اضافه شد . ( 4 ) . هرسه نسخه : شوكب . شوبك قلعه‌اى است كه صليبىها آن را در سال 509 هجرى در شرق عربه ، در كوه‌هاى « شراة » برپا نمودند . ياقوت آن را « در ميان عمّان و ايله ، نزديك كرك » شناسانده است . - معجم البلدان .